؟
محمود محمدي*
ما ملت حماسهسازي هستيم از انسانهاي حماسي نيز خوشمان ميآيد اما
تاب و تحمل يكديگر را نداريم! آنقدر كه خود را با خصلتها، تصورات،
سليقهها و ايكاشها تطبيق ميدهيم با واقعيات، دين، قانون و رويههاي
درست تطبيق نميدهيم چرا؟ ما مردم را به دينداري و اخلاق دعوت ميكنيم از
آزادي و حقوق ديگر ملتها از فلسطين، لبنان گرفته تا بوسني، ميانمار و
رنگينپوستان آمريكا و گرسنگان آفريقا حمايت ميكنيم، از آنان ميخواهيم
در چارچوب قانون عمل كنند. اما همه درهاي قانوني جز خلاف قانون عمل كردن
را به روي آنان ميبنديم. ما از آنان ميخواهيم براي آزادي قدس راهپيمايي
كنند اما راهپيمايي مسالمتآميز آنان براي رسيدن به يك پاسخ منطقي در مورد
انتخاباتي كه حماسه آفريدند را خونين ميكنيم! آيا اگر طبق قانون چند مكان
هرچند محبوس را براي تجمع درصدي از مردم معترض تعيين و اعلام ميكرديم،
امكان مديريت بهتر اين وضعيت فراهم نميشد؟ چگونه ميتوان از شهروندان
انتظار اطاعت داشت، هنگامي كه دولتمردان به آموزههاي اخلاقي، قانوني و
مسووليت خود خوب عمل نميكنند؟
آيا فقط عاملان اين حادثه اينگونه فضيلتها و مزيتهاي برتر جمهورياسلامي ايران را در افكار عمومي داخل و خارج مخدوش نمودند مقصرند يا ما نيز در بد مديريت كردن اين وضعيت سهيم هستيم؟
نوع مديريت ما موجب شد تا اعتراض درصدي از مردم به نحوه اعلام نتايج انتخابات را به رويارويي خياباني ميان خود و فرزندانمان تبديل كنيم، اعتراض را به انتقامجويي و شورش و اثرات بسيار زيانبار آن بر حيثيت ملي، انقلابي، اسلامي و كاركرد خود ارتقا دهيم. آيا از خود ميپرسيم چرا اينقدر شتابزده و با بيتحملي، به طور زودرس به اين اعتراضات، آشوب و بحران دامن زديم؟ آيا فقط كساني مقصرند كه تحريك كردند و آنهايي كه تحريك شدند؟ كداميك از آنان كه در خيابانها توسط ما به خون غلتيدند پرونده گروهكي و ضدانقلابي دارند، اگر چنين است بايد پاسخگوي ملت و خانوادههاي آنان باشيم. بايد پاسخگوي شهدا، معلولان، آزادگان و جانبازاني باشيم كه در انقلاب، دفاع مقدس و مقابله با تهديدات عليه بقاي نظام حماسه آفريدند. آيا اين اعتراض عليه بقا و تماميت نظام بود؟ من بر اين باورم كه آنچه اتفاق افتاد يك افول در همه ابعاد بود، افول اخلاق و آموزههاي ديني، افول اقتدار و قدرت سياسي، افول قانونمداري و اداره كشور، افول وجهه انقلابي، آزاديخواهي و بردباري. تعجب هم ندارد وقتي دولتمردان و منصبسالاران يكسويه تصميم ميگيرند و عمل ميكنند، وقتي براساس اين خصلتملي ميخواهند فقط حرف خود را به كرسي بنشانند، وقتي با مردم خود نيز از موضع قدرت برخورد ميكنند و اين ملاحظه را ندارند كه ما بوديم كه طي 30 سال گذشته اين روحيه انقلابي، آزاديخواهي، حقطلبي و ستيزهجويي با قدرتها را به جوانانمان آموختيم، طبيعي است كه در برابر آيندهاي قرار ميگيريم كه سرشار از شور است و حقخواهي، اعتمادبهنفس است و آزاديخواهي و ما هستيم كه بايد مراقب باشيم نشكنيم آنچه را خود ساختهايم. چگونه است كه اين روحيهها براي راهپيمايي 22 بهمن، روز جهاني قدس، 13 آبان و هر هنگامه ديگري كه در دفاع از حقوق ديگر ملتها يا عليه ظلم و ستم و بيعدالتي رو به خارج دارد خوب است، نسبت به خودمان بد! پس بايد خود را تغيير دهيم و مديريت خود را اصلاح كنيم، جوانان خود را دچار تناقض شناخت ميان آنچه 30 سال است گفته و بودهايم با آنچه در مقابل آنان هستيم گرفتار نسازيم. همانگونه كه مشاركت آنان را مشت محكم بر دهان آمريكا و عزت و افتخار ملي دانستيم اعتراض تلخ آنان را نيز با صبوري و اطمينان دادن در پرتو آموزههاي ديني، عقلي، قانوني پذيرا باشيم و اجازه ندهيم اعتماد آنان از نهادهاي حكومتي سلب شود، كه اساس بقاي همه نظامها به ويژه نظامهاي مردمسالار بر اعتماد عمومياست آيا انتخابات 1388 آخرين انتخابات است؟ ما 4 سال آينده و سالهاي بعد انتخابات جديد نخواهيم داشت؟ آيا به گفته رهبر مشروعيت نظام با مشاركت بالاي مردم در اين انتخابات بالا نرفت؟
آيا فقط عاملان اين حادثه اينگونه فضيلتها و مزيتهاي برتر جمهورياسلامي ايران را در افكار عمومي داخل و خارج مخدوش نمودند مقصرند يا ما نيز در بد مديريت كردن اين وضعيت سهيم هستيم؟
نوع مديريت ما موجب شد تا اعتراض درصدي از مردم به نحوه اعلام نتايج انتخابات را به رويارويي خياباني ميان خود و فرزندانمان تبديل كنيم، اعتراض را به انتقامجويي و شورش و اثرات بسيار زيانبار آن بر حيثيت ملي، انقلابي، اسلامي و كاركرد خود ارتقا دهيم. آيا از خود ميپرسيم چرا اينقدر شتابزده و با بيتحملي، به طور زودرس به اين اعتراضات، آشوب و بحران دامن زديم؟ آيا فقط كساني مقصرند كه تحريك كردند و آنهايي كه تحريك شدند؟ كداميك از آنان كه در خيابانها توسط ما به خون غلتيدند پرونده گروهكي و ضدانقلابي دارند، اگر چنين است بايد پاسخگوي ملت و خانوادههاي آنان باشيم. بايد پاسخگوي شهدا، معلولان، آزادگان و جانبازاني باشيم كه در انقلاب، دفاع مقدس و مقابله با تهديدات عليه بقاي نظام حماسه آفريدند. آيا اين اعتراض عليه بقا و تماميت نظام بود؟ من بر اين باورم كه آنچه اتفاق افتاد يك افول در همه ابعاد بود، افول اخلاق و آموزههاي ديني، افول اقتدار و قدرت سياسي، افول قانونمداري و اداره كشور، افول وجهه انقلابي، آزاديخواهي و بردباري. تعجب هم ندارد وقتي دولتمردان و منصبسالاران يكسويه تصميم ميگيرند و عمل ميكنند، وقتي براساس اين خصلتملي ميخواهند فقط حرف خود را به كرسي بنشانند، وقتي با مردم خود نيز از موضع قدرت برخورد ميكنند و اين ملاحظه را ندارند كه ما بوديم كه طي 30 سال گذشته اين روحيه انقلابي، آزاديخواهي، حقطلبي و ستيزهجويي با قدرتها را به جوانانمان آموختيم، طبيعي است كه در برابر آيندهاي قرار ميگيريم كه سرشار از شور است و حقخواهي، اعتمادبهنفس است و آزاديخواهي و ما هستيم كه بايد مراقب باشيم نشكنيم آنچه را خود ساختهايم. چگونه است كه اين روحيهها براي راهپيمايي 22 بهمن، روز جهاني قدس، 13 آبان و هر هنگامه ديگري كه در دفاع از حقوق ديگر ملتها يا عليه ظلم و ستم و بيعدالتي رو به خارج دارد خوب است، نسبت به خودمان بد! پس بايد خود را تغيير دهيم و مديريت خود را اصلاح كنيم، جوانان خود را دچار تناقض شناخت ميان آنچه 30 سال است گفته و بودهايم با آنچه در مقابل آنان هستيم گرفتار نسازيم. همانگونه كه مشاركت آنان را مشت محكم بر دهان آمريكا و عزت و افتخار ملي دانستيم اعتراض تلخ آنان را نيز با صبوري و اطمينان دادن در پرتو آموزههاي ديني، عقلي، قانوني پذيرا باشيم و اجازه ندهيم اعتماد آنان از نهادهاي حكومتي سلب شود، كه اساس بقاي همه نظامها به ويژه نظامهاي مردمسالار بر اعتماد عمومياست آيا انتخابات 1388 آخرين انتخابات است؟ ما 4 سال آينده و سالهاي بعد انتخابات جديد نخواهيم داشت؟ آيا به گفته رهبر مشروعيت نظام با مشاركت بالاي مردم در اين انتخابات بالا نرفت؟
افول در همه ابعاد
پس اگر در انتخابات بعدي پايين بيايد چه ميشود؟ چرا بايد با
ندانمكاري خود چهره نظام را بد، حاكميت را ناكارآمد و قانون را فلج نشان
دهيم و موضع برتر خود كه از پشتيباني و اعتماد مردم سرچشمه ميگيرد در
جهان، به موضع ضعف تبديل كنيم؟ آنچه حائز اهميت است اينكه حكمرانان الگوي
ملت هستند، باور اعتماد عمومي به آنان، قانون و حاكميت زماني تقويت ميشود
كه آنان خود به آنچه بدان شهرت دارند عمل كنند، دولتي كه نتواند اعتماد
مردم خود را جلب كند، چگونه ميتواند در روابط خارجي باور ايجاد كند و
اطمينانساز باشد؟
همه ملتها در حيات سياسي خود با فقر، بيكاري و بحران و بيثباتي مواجه بودهاند اما اعتماد آنان به حاكميت و دولتمردان توانسته در برخورد با ناملايمات حتي جنگها كارساز باشد و اين يك قاعده در آيين كشورداريست كه جديد و قديم ندارد، ما اين پديده را هم از كنفوسيوس داريم كه نقل است. يكي از شاگردانش پرسيد بقاي حكومت در چيست؟ جواب داد در اسلحه، آذوقه و اعتماد مردم به حكومت، و سپس افزود اگر حكومتي اعتماد مردم را از دست بدهد اسلحه و آذوقه، او را كارساز نيست و هم در حيات و مبارزه رهاييبخش حضرت امام(ره) ديديم كه در برابر شاه و پشتيبانانش كه هم اسلحه و هم اقتصاد قوي داشتند، فقط از اعتماد عمومي برخوردار بود كه چنان تحولي را در جامعه بشري آفريد. حال چرا اين همه غفلت و عدم عبرت!
همه ملتها در حيات سياسي خود با فقر، بيكاري و بحران و بيثباتي مواجه بودهاند اما اعتماد آنان به حاكميت و دولتمردان توانسته در برخورد با ناملايمات حتي جنگها كارساز باشد و اين يك قاعده در آيين كشورداريست كه جديد و قديم ندارد، ما اين پديده را هم از كنفوسيوس داريم كه نقل است. يكي از شاگردانش پرسيد بقاي حكومت در چيست؟ جواب داد در اسلحه، آذوقه و اعتماد مردم به حكومت، و سپس افزود اگر حكومتي اعتماد مردم را از دست بدهد اسلحه و آذوقه، او را كارساز نيست و هم در حيات و مبارزه رهاييبخش حضرت امام(ره) ديديم كه در برابر شاه و پشتيبانانش كه هم اسلحه و هم اقتصاد قوي داشتند، فقط از اعتماد عمومي برخوردار بود كه چنان تحولي را در جامعه بشري آفريد. حال چرا اين همه غفلت و عدم عبرت!
*رئيس كميته روابط خارجي مجلس هفتم
منبع:http://www.roozna.com/
نوشته شده توسط سيد رضا رفيق در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 0:43 | لینک ثابت |


